مدت زيادي بود كه هيچ فيلمي من رو تحت تاثير قرار نميداد و اتفاقا از اين موضوع نگران هم بودم. كم كم داشتم در مورد عملكرد بلوكهاي احساساتساز در خودم شك ميكردم كه پس چرا در مورد هيچ فيلمي واكنش نشون نميدن تا اين كه چند روز پيش فيلم Dancer in the Dark رو ديدم؛ از نگراني بابت خالي شدن از احساسات بيرون اومدم، به اين نگراني دچار شدهام كه چه طور اين فيلم رو از ذهنم بيرون كنم.
All posts by روزبه
زندگي شايد در دست كسانيه كه توانايي سورپريزشدن رو دارن
اكبرآقا اعتقاد داره كه تمام خط و خطوط دنيا مشخص، و تعيين شده به وسيلهي دست بشره.
اعتقاد داره كه نتايج تمام بازيهاي فوتبال از پيش تعيين شده است و تك تك گلها طبق برنامه و دستور زده شدهان. نتيجه اين كه از ديدن فوتبال لذت نميبره.
معتقده كه لبخند و گفتگوي فروشنده در فروشگاه براي منافع شخصيه و در نتيجه از گفتگو با كاركنان فروشگاه لذت نميبره.
به طور محكم اعتقاد داره قوانين دنياي اطراف، شامل سياست، جنگ، اقتصاد، فرهنگ، هنر و اجتماع رو ميدونه و در نتيجه از چيزي سورپريز نميشه چون همه چيز رو از قبل ميدونسته.
.
.
.
اين كه اكبرآقا تا چه اندازه درست فكر ميكنه رو من نميدونم، اما اين رو مطمئن هستم كه من شخصا براي لذت بردن از زندگي احتياج دارم كه جزو بازي باشم. احتياج دارم كه تا آخرين دقيقهي بازي فوتبال اميدوار به نتيجهي دلخواه براي تيم دلخواهام باشم. احتياج دارم كه گفتگو با كاركنان فروشگاه رو واقعي بدونم و از حضورشون لذت ببرم. احتياج دارم كه از يك چيزهايي تعجب كنم….
.
.
.
تعجب شاه كليد اميد داشتن به زندگيه….
وانمود ميكنم، پس هستم
بالاخره در دنياي علم به جايي رسيدم كه بتونم گاهي اداي رهروان علم و دانش رو در بيارم.
حتا رييس جمهور هم ميگويد
موفق باشيد!
يكي از فاجعهوارترين عبارتهايي كه تا به حال شنيدهام.
اصول و قوانين و مقررات
اين همه سبك سنگين كرد، اين همه حساب كتاب كرد، اين همه بهينه سازي كرد… زماني فهميد لازم نبوده كه ديگه چيزي از عمرش نمونده بود….
وبلاگنويس شناسي باليني
از يك نظر وبلاگها دو گروه هستن:
1) اونهايي كه نويسنده در پايان پستاش مينويسه: «واي خدا جون مرسي!»
2) بقيه
خوشبختي واقعي واقعي واقعي
تمام اين گفتهها كه انسان به سعي و تلاش زنده است و هركس در هر مقامي به هر چيزي كه بخواد ميرسه و تواناييهاي انسان حد و مرز نداره، قبول!
با اين وجود گاهي شك ميكنم كه شايد كساني هستن كه براي درد كشيدن به اين دنيا پا ميذارن، با درد زندگي ميكنن و با درد هم از دنيا ميرن و هيچ كاري هم از دستشون بر نميياد.
افسانه تكاملي
بابا جان يه افسانه در آوردن به اسم تكامل، يه عمره ملت رو سر كار گذاشتن…به خدا….
درود بر سه سيد فاطمي: خميني، خامنهاي، خاتمي
كم كم دارم شك ميكنم: نكنه سال هفتاد و شيش و بعدش سال هشتاد، انتخاب محمد خاتمي از طرف ملت ايران فقط به خاطر سيد بودنش بوده؟
لعنت بر يزيد
باباجان! عطسه ميكني، بكن. ديگه اون سلام بر حسين بعدش چي بود؟