نوزده سال پیش اینجا رو باز کردم و در اولین پست نوشتم جنگ چیز کثیفی است. هنوز هم اعتقاد دارم که چیز کثیفی است. در کثیف بودن جنگ، هنوز چیزی عوض نشده.
بلکه کمی هم امید
All these squalls to which we have been subjected are signs that the weather will soon improve and things will go well for us, because it is not possible for the bad or the good to endure forever, and from this it follows that since the bad has lasted so long, the good is close at hand
Miguel de Cervantes
Don Quixote
شرط ادب
هرچی فکر میکنم، بیشتر به نظرم میرسه که ادب شرط لازم برای خیلی چیزهاست. حالا شاید هم این نتیجهگیری تحت تاثیر این دوران من باشه و بعدتر هم عوض بشه. خدا میدونه.
اما همچنان به نظرم میرسه که ادب در دوستی لازمه. در تجمع سیاسی لازمه. در نوشتن متن لازمه. در گفتگو با هر طرف مقابلی، موافق یا مخالف، لازمه. در دعوا لازمه. در خوشی لازمه. همیشه لازمه.
امید
امید چیز عجیبیه. همیشه در اوج نا امیدی هم حضورش رو اعلام میکنه.
شما درست صحبت کن
در یک گروه پیامی با حضور هفتاد نفر بزرگسال، در بحث بین دو نفر پریده و به یکیشون تذکر میده که «شما جواب سارکستیک نده». یعنی خود همین حضورش یک جور «سارکزم» حساب میشه، اگر نه بیشتر
چنین کن و چنان نکن
امر و نهی کردن کار غیراخلاقیای است. دست کم به نظر من. تنها یک مورد به ذهنم میرسه که مشکلی نداره، اون هم این که به یک نفر دیگه امر و نهی کنیم که این قدر امر و نهی نکنن.
روز جهانی فرزندخواندگی

French Dark R&B
باید خودم از بچگیاش رو ببینم
در جمع خانوادههای فرزندخوانده و امین موقت، خانمی رو دیدم که یک سگ داشت. گفت که از تیکتاک یا اینستاگرام فروشنده رو پیدا کردهایم. گفت شما نمیخواهین سگ بگیرین؟ گفتم حالا مقدار خیلی خیلی کمی داریم بهش فکر میکنیم. در فکریم که از اینجا بریم به محل نگهداری سگهای بیسرپرست و ببینیم چه گزینههایی داریم و چه کار میتونیم بکنیم. گفت نه! من باید سگم رو از یک پرورشدهنده بگیرم. باید از همون بچگیاش رو خودم دیده باشم.
قند پارسی
نچسب یکی از عبارتهای فارسیه که در انگلیسی براش معادلی پیدا نکردهام. حتا نمیتونم در فارسی هم توضیح بدم که به چه معناست. عجب عبارت تمیزی…