سیستم‌های پیچیده – بیست و هشت – چه کار کنیم تا مقاله‌های‌مان ارجاع‌های زیاد داشته باشند؟

توزیع قد انسان‌ها و همین طور توزیع سرعت ماشین‌ها از رابطه‌هایی کمابیش شبیه به شکل زیر پیروی می‌کنند.

بیش‌تر افراد در حدود میانگین هستند و تعدادی بیش‌تر و تعدادی کم‌تر. به عبارت دیگر تعداد افرادی که از میانگین بیش‌تر هستند کمابیش برابر تعداد افرادی است که از میانگین کم‌تر هستند. مثلا اگر شما ده سانتی‌متر از متوسط جامعه بلندتر هستید، می‌توانید حدس بزنید که تقریبا معادل شما کسی هست که قدش ده سانتی‌متر از متوسط جامعه کم‌تر است (عبارت الزاما دقیق نیست و برای انتقال حس از این مثال استفاده کردم).

به گفته‌ی «مارک نیومن» تعداد بارهایی که مقاله‌ها ارجاع شده‌اند از چنین توزیعی پیروی نمی‌کند. این توزیع بیش‌تر شبیه به شکل زیر است (تصویر سمت راست نمودار لگاریتمی است):

Paper citation distribution

در شکل بالا محور افقی نشان‌دهنده‌ی تعداد ارجاع‌هاست و محور عمودی نشان‌دهنده‌ی تعداد مقاله‌هایی که به آن تعداد مورد ارجاع قرار گرفته‌اند. مثلا تعداد مقاله‌های بدون ارجاع خیلی زیاد است. تعداد مقاله‌های با یک ارجاع خیلی کم‌تر، دو ارجاع خیلی خیلی کم‌تر و به همین ترتیب. در ضمن تعداد خیلی خیلی کمی مقاله هستند که به تعداد زیادی ارجاع شده باشند (خود سخن‌ران می‌گفت مقاله‌هایش جزو مقاله‌های سمت چپ نمودار، یعنی مقاله‌های کم‌ارجاع هستند. البته مقاله‌های این شخص معمولا خیلی ارجاع می‌شوند و به نوعی شکسته نفسی می‌کرد!).

+ اما چرا تعداد ارجاع‌های مقاله‌ها از قانون توانی پیروی می‌کند؟
– مارک نیومن مقتعد است احتمال ارجاع شدن یک مقاله متناسب است با

Paper citation probability

یعنی خوب بودن خود مقاله مهم است (همان‌طور که انتظار داشتیم)، اما یک عامل مهم دیگر تعداد ارجاع‌های قبلی است که به مقاله شده. یعنی هر چه قدر که یک مقاله بیش‌تر ارجاع شده باشد، شانس ارجاع شدن دوباره‌اش بیش‌تر است. اتفاقا همین بارخورد (فیدبک) مثبت باعث می‌شود که در تعداد ارجاع‌های مقاله‌ها همین قانون توانی را ببینیم.

+ آیا واقعا ارجاع‌های قبلی بر شانس ارجاع‌های بعدی تاثیرگذارند؟
– بله! مارک نیومن می‌گفت که متوجه شده‌اند که خیلی وقت‌ها صرف ارجاع شدن یک مقاله باعث ارجاع‌های بعدی می‌شود. حتا دیده شده که در یک ارجاع در یک مقاله یک اشتباه تایپی نوشته شده. در خیلی از مقاله‌های بعد از آن همان مقاله با همان اشتباه تایپی تکرار شده!

+ چه کار کنیم تا مقاله‌های‌مان ارجاع‌های زیاد داشته باشند؟
– سخن‌ران می‌گفت البته که کیفیت کار مهم است. اما از آن مهم‌تر این است که در زمینه‌ی خود جزو اولین کسانی باشید که مقاله چاپ می‌کنند. تجربه نشان داده که اگر مقاله را زود چاپ کنید، وقتی که هنوز موضوع تازه است، شانس ارجاع‌های بعدی خیلی خیلی بیش‌تر می‌شود. شاید اگر در یک زمینه‌ی جدید کار می‌کنید، به‌تر باشد که زودتر مقاله چاپ کنید تا این که وقت بیش‌تری برای به‌بود کیفیت صرف کنید.

+ آیا علت اصلی مشاهده‌ی مکرر قانون توانی در زمینه‌های مختلف همین است؟
– مارک نیومن گفت نه همیشه. برای مثال تعداد تکرار کلمه‌های زبان در متن هم از همین قانون پیروی می‌کند در حالی که بازخورد مثبت باعث آن نشده. مثلا کلمه‌های پرکاربرد (مثل «و») به خاطر رخ‌داد بیش‌تر شانس بیش‌تری برای تکرار ندارند. در کل مکانیزم‌های مختلفی باعث به وجود آمدن قانون توانی می‌شوند.

پیشنهاد دوم به پدرمادرهای فعلی و آینده – اسم دیگران

به بچه‌هاتون یاد بدین دیگران رو با اسم صدا بزنن. حتا اگر لازم باشه آقا یا خانم یا جان و جون سر و تهش بچسبونن، اما حتمن اسم دیگران رو به کار ببرن. بهشون یاد بدین که اسم آدم‌ها مهمه و (با هر تعریفی هم که از فرهنگ داشته باشین) مودبانه نیست که دیگران رو «ببخشید» یا چیزهایی شبیه به اون صدا بکنن. باید برای این عادت وقت بگذارین و روی بچه کار کنین تا این مهارت رو یاد بگیره. خیلی سخته که بعدترها این چیزها رو به یک بچه‌ی سی ساله یاد داد.

پس‌نوشت: «مایکل لیتمن» یکی از استادهای علوم کامپیوتر دانشگاه راتگرز در این صفحه به ترتیب اولویت فهرستی از اسم‌هایی رو نوشته که ترجیح می‌ده با یکی از اون‌ها صدا بشه. به مورد سیزدهم هم نگاه کنین!

پس‌پس‌نوشت: قبول دارم که مساله‌ی به کار بردن اسم تا حد زیادی فرهنگیه و احتمالن ممکن نباشه که رفتارهای بی‌ادبانه و مودبانه رو چندان راحت تعیین کرد. در ضمن می‌شه مسایلی مثل خجالتی بودن هرکس رو هم به مجموعه اضافه کرد. اما به نظرم در هر فرهنگی هم که باشه، اسم جزو ابتدایی‌ترین اجزای ارتباطیه و استفاده نکردن از اسم دیگران در هیچ حال مودبانه نیست.

تماشاگر

عکس بالا رو امروز در مسابقه‌ی فوتبال آمریکایی دانشگاه گرفتم. زرشکی‌ای که می‌بینین هم رنگ دانشگاه ماست. برای دیدن اندازه‌ی اصلی، روی عکس کلیک کنید.

یک پیشنهاد به پدرمادرهای فعلی و آینده

با همون اهمیتی که دستشویی رفتن رو به بچه‌هاتون یاد می‌دین، مهارت شوخی کردن رو هم بهشون یاد بدین. بهشون کمک کنین که از همون بچگی، در حد توانایی‌شون، فرق بین طنز با هزل و هجو و اهانت رو متوجه بشن. همون‌طور که انسان‌ها مهارت دستشویی رفتن رو برای بهداشت شخصی‌شون لازم دارن، به مهارت شوخی کردن هم برای بهداشت اجتماعی‌شون احتیاج دارن.

پس‌نوشت: کسانی رو در اطرافم دارم که از همین مهارت به ظاهر ساده بی‌بهره هستن. نیاز به گفتن نیست که نبود این توانایی هم دردی به دردهای مشکلات روابط اجتماعی همین افراد اضافه کرده.