جامعهشناسی به نام «پال لازارسفلد» روی ششصد هزار سرباز مطالعه کرده. به این نتیجه رسیده که سربازهایی که از مناطق روستایی اومدهاند، در دوران سربازی در شرایط روحی بهتری هستند در مقایسه با سربازهایی که از مناطق شهری اومدهاند.
البته به نظر طبیعی میرسه؛ در اون دوران (به خصوص حدود سالهای هزار و نهصد و چهل که این تحقیق انجام شده)، روستاییها زندگی نامساعدتری داشتهاند، به کار سخت عادت داشتهاند و در نتیجه با شرایط سربازی سازگارتر بودهاند. از اول واضح بود و نیازی هم به این همه تحقیق و هزینه نبود.
اما لازارسفلد بعدش اعلام میکنه که نخیر، اتفاقن نتیجهی تحقیق برعکس بود: سربازهای شهری با آمادگی بیشتری دوران سربازی رو میگذرونن.
البته به نظر طبیعی هم میرسه؛ سربازهای شهری در محیطهای شلوغتر و صنعتیتر و در جمعهای فشردهتر زندگی کردهاند و در نتیجه باید بتونن شرایط سربازی رو بهتر تحمل بکنن.
«دانکن واتز» در کتاب «همه چیز واضح است» (Everything Is Obvious, once you know the answer) در ادامهی توضیحهای بالا، نوشته که وقتی برای دو توضیح متضاد میتونین استدلال و استنتاج بیارین و هردو هم منطقی باشن، جا داره که دست نگه دارین، شک کنین و کمی فکر کنین!
