قبلتر در مورد قطعه موسیقی «هلهلویا» ساختهی لئونارد کوهن نوشته بودم و دو اجرای مختلف رو گذاشته بودم. در پایین یک اجرای کمابیش متفاوت از یاسمین لوی گذاشتهام.
Category Archives: موسیقی
موسیقی روز: Viva Forever
زمانی بود که ریتم موسیقیهای گروه Spice Girls به نظرم بیش از اندازه تند میرسیدن. چند روز پیش اتفاقی آهنگ Viva Forever رو از این گروه شنیدم و حقیقتن از آرامشش لذت بردم. تنها حدسم اینه که سرعت زندگیام تغییر کرده: در حال حاضر اونچه که در گذشته برای من تند بود، الان ملایم و آرامشبخش شده. این قطعه رو در پایین گوش کنین.
Stop Motion
موسیقی روز: سبحان الله
هلهلویا به معنای «ستایش باد یهوه» است که در کتاب مقدس عبری ۲۴ بار به کار رفته است. عمده مسیحیان هم از این عبارت به عنوان ستایشی لذت بخش از خدا استفاده میکنند. از جهت کاربرد، معنی و آوا بسیار شبیه الحمدلله در میان مسلمانان است، ولی در واقع معنی هلهلویا همان سبحان الله است (از ویکیپدیای فارسی).
لئونارد کوهن قطعه موسیقیای به همین نام در سال ۱۹۸۴ منتشر کرد. گفته شده که کوهن مدت زیادی برای این آهنگ صرف کرده، شاید تا هشتاد نسخهی مختلف نوشته تا این که به این نسخهی فعلی ختم شده. این قطعه توسط خوانندگان زیادی خوانده شده، چه در استودیو و چه در کنسرت. دست کم از وجود سیصد نسخهی مختلف از این آهنگ خبر داریم. خیلی وقتها از این آهنگ به عنوان یکی از بهترین آهنگهای تمام دورانها یاد میکنند (از ویکیپدیای انگلیسی).
در پایین اول اجرای اصلی از خود لئونارد کوهن و بعد اجرایی از هانا تریگول رو گذاشتهام.
اجازه بدین روحتون گاهی برگرده
برای بچههاتون موسیقی پخش کنین. موقع پخش موسیقی اتفاقهایی میافته. شما خبر ندارین چه اتفاقهایی و بچههاتون هم خبر ندارن. بیست سال بعد، سی سال بعد، لحظههایی هست که شما همچنان خبر ندارین چه اتفاقی افتاده، اما بچههاتون خبردار میشن. همین زمانهاست که روحتون برمیگرده و با بچههاتون ملاقاتی میکنه.
موسیقی روز: «والس سیاه» از هیلی وستنرا
نورا جونز دختر راوی شانکار بود و خبر نداشتیم
وقتهایی هست که تمام ساختارهای ذهنی آدم فرو میریزن. مثل وقتی که میشنوی «نورا جونز» دختر «راوی شانکار» بوده. یاللعجب.
موسیقی روز: «باز هم خانه» از گروه بلکمورز نایت
«کندیس نایت» آمریکایی هیجده سال داشت و در یک شبکهی رادیویی نیویورک کار میکرد وقتی برای اولین بار «ریچی بلکمور» انگلیسی رو دید و ازش امضا خواست. این اولین برخورد این دو نفر بود. دو سال بعد زندگی مشترکشون رو شروع کردن و بعدتر، بعد از نوزده سال با هم بودن، ازدواج کردن و در حال حاضر دو بچه هم دارن.
مدتی هست به موسیقیهای این گروه علاقهمند شدهام. در پایین دو اجرا از یکی از قطعاتشون به نام «باز هم خانه» رو آوردهام ،که البته به نظرم کلمهی «خانه» در انگلیسی معنایی گستردهتر از معنای اون در فارسی داره. این قطعه رو خیلی دوست دارم؛ به نظر شاد و سرخوشانه میاد. ویدیوی اول کیفیت بهتری داره. ویدیوی دوم اجرای زنده است و سرگرمکنندهتره. در ضمن موضوع شعر به وضعیت فعلی من میخوره. در صفحهی یوتیوب شعرش رو نوشتهان. ترجیعبندش میگه «خوبه که آدم دوباره به خونه برگرده». من هم بناست که بعد از هفت ماه برای مدت دو هفته به تگزاس برگردم و طبیعتن «خوبه که آدم دوباره به خونه برگرده»!
پس نوشت: ریچی بلکمور یک مقدار شبیه شهرام صولتی خودمون نیست؟
موسیقی روز: «کودک ربوده شده» از لورینا مککنیت
خوانندهی این قطعه هم لورینا مککنیته که تازگی هرچهقدر بیشتر گوش میدم، بیشتر به آوازهاش علاقهمند میشم. شعر این قطعه در مورد پسریه که پریها اون رو دزدیدهاند. متن انگلیسی شعر رو در پایین آوردهام (دلم میخواست میتونستم ترجمه کنم، اما سررشتهای ندارم). ترجمهی دست و پا شکستهی ترجیعبندی که گروهی خونده میشه اینه:
بیا بریم پسر انسان
به دریاها، به طبیعت
با پریان، دست در دست
این دنیا پر از گریه و زاری است
بیش از آنچه تو درک کنی
شاعرش «ویلیام باتلر ییتس» یکی از معروفترین شاعران ایرلندی و برندهی جایزهی نوبل ادبیات سال هزار و نهصد و بیست و سه هست. توضیحها رو از خود ویدیو و ویکیپدیا آوردهام.
Where dips the rocky highland
Of Sleuth Wood in the lake
There lies a leafy island
Where flapping herons wake
The drowsy water-rats
There we’ve hid our faery vats
Full of berries
And of reddest stolen cherries
CHORUS
Come away, O human child
To the waters and the wild
With a faery, hand in hand
For the world’s more full of weeping
Than you can understand.
Where the wave of moonlight glosses
The dim grey sands with light
By far off furthest Rosses
We foot it all the night
Weaving olden dances
Mingling hands and mingling glances
Till the moon has taken flight
To and fro we leap
And chase the frothy bubbles
Whilst the world is full of troubles
And is anxious in its sleep.
CHORUS
Where the wandering water gushes
From the hills above Glen-Car
In pools among the rushes
That scarce could bathe a star
We seek for slumbering trout
And whispering in their ears
Give them unquiet dreams
Leaning softly out
From ferns that drop their tears
Over the young streams
CHORUS
Away with us he’s going
The solemn-eyed
He’ll hear no more the lowing
Of the calves on the warm hillside
Or the kettle on the hob
Sing peace into his breast
Or see the brown mice bob
Round and round the oatmeal chest.
CHORUS
For he comes, the human child
To the waters and the wild
With a faery, hand in hand
For the world’s more full of weeping
Than you can understand.