ای ملتی که دو هزار و پونصد سال فرهنگ و تمدن دارین!
هر موقع یاد گرفتین که گاهی سر بعضی جملههاتون یک «به نظر من» هم اضافه کنین، اون وقت بیاین از فرهنگ و تمدن صحبت کنیم ببینیم چی میگین.
اون ملتی که مردماش هنوز با اطمینان تمام میگن «حرفت درسته» یا «حرفت غلطه» و هنوز نمیگن که با کدوم معیار فهمیدن که حرف درست یا غلط بوده، همین ملت ما هستن. وضعیت چنین ملتی هم که اظهرمنالشمس هست.
Category Archives: ایران
عدالت خانوادگی
ای کسانی که a+b بچه به دنیا مییارین و a تاشون رو در یک کشور به دنیا مییارین و b تاشون رو در یک کشور دیگه!
بدانید و آگاه باشید که این انصاف نیست. شهروندی یکسان بین بچهها کوچکترین کاریه که میتونین برای برقراری عدالت انجام بدین.
پسنوشت: فرزندخواندگی بهناچار از این قانون مستثناست.
انتخاب در انتخابات
به اون کسی رای بدین که بعد از انتخاب شدناش بیشتر امیدوار باشین. کسی که دولتاش باعث بشه که بیشترین مقدار ممکن دلتون قیلیویلی بره.
پس نوشت: لطفا معترض نشین که هیچ کدوم نامزدها این شرایط رو ندارن. در اون صورت این جمله رو بخونین: به اون کسی رای بدین که بعد از انتخاب شدناش کمتر ناامید باشین.
پس پس نوشت: ناگفته پیداست که تحریمیها، فارغ از نتیجهی انتخابات، همینجوریاش هم از الان دلشون قیلیویلی میره.
از سیاست
من به حزب کارگزاران و خیلی از اعضای شورای مرکزیاش ارادت خاصی دارم. به نظرم برای ایران هم بهترین گزینه برای مدیریت هستن. اقتصاد باز به همراه کمی محافظهکاری سیاسی، فکر میکنم این معجون برای ایران امروز گزینهی خوبی باشه. در عنفوان جوانی هم به عضویت حزب در اومدم. علتاش هم این بود که زیاد برام فرق نمیکرد که چه حزبی باشه. من علاقهمند به کار حزبی بودم و چون حزب کارگزاران تنها حزبی بود که دعوت به عضویت کرده بود، من هم پریدم وسط. این از هیجان قضیه. بعدتر که بیشتر گذشت و بیشتر خوندم و بیشتر فکر کردم، علاقهام و اعتقادم به این حزب بیشتر و عمیقتر از پیش شد.
و اما الان: وقتی که دیدم که کروبی، کرباسچی رو به عنوان معاون اول پیشنهادیاش معرفی کرده، نظرم نسبت به کروبی خیلی عوض شد. سبک کروبی با سبک مورد نظر من خیلی فرق داره؛ اما وقتی که میبینم کسانی مثل کرباسچی و نجفی و مهاجرانی و نیلی و غنینژاد از اطرافیان کروبی هستن (نفر آخر رو شنیدهام و نتونستهام براش منبعی پیدا کنم)، مجبور میشم در مورد کروبی هم تجدیدنظر کنم. تا به الان دست کم برای من تیم کروبی قانعکنندهتر بوده. این رو مقایسه میکنم با میرحسین موسوی که نه خودش قانعکننده بوده و نه تیم احتمالیاش.
دو کلام هم از انصاف
خانمها، آقایون، از انصاف به دوره که در حضور کسی که زبون فارسی نمیدونه، در مورد همون شخص صحبت کنین، اون هم به زبون فارسی.
پسنوشت: حتا اگر هم در مورد شخص خوب صحبت کنین، به هر حال این کار از بنیان منصفانه نیست.
هنر نزد ایرانیان است و بس
جامعهی ایرانی بسته است.
همین دیگه. واقعا انتظار دارین چه توضیحی اضافه کنم؟
صدای ما را از غرب میشنوید
این همه از مد گفتن و این که مد داره در خارج مردم رو هدایت میکنه و آمریکا سردمدار غربه (؟) و انحطاط اخلاقی و سقوط خانواده و اینها در غرب اتفاق افتاده و فرهنگشون منحطه، بذارین ما هم دو کلمه بگیم: من اینجا مد ندیدم. همون شلوار جین خودمون و یک تیشرت خیلی معموله. گاهی پسرها شلوار کوتاه بلند و دخترها شلوارکوتاه کوتاه میپوشن (معمولا شلوار پسرها بلندتر هست و گویا اگر کوتاه باشه، تمایلات همجنسگرایانه رو نشون میده). در هر حال هم به احتمال زیاد لباس به چیزی شبیه به پیژامهی توی خونه یا لباسخواب که ما میشناسیم بیشتر شبیه هست تا لباس بیرون (به نظرم باز بودن لباسها بیشتر تمایلات دمایی رو نشون میده تا تمایلات ج.ن.سی!). خیلی از مردم دمپایی عربی میپوشن و وقتی راه میرن دمپایی رو خرخر دنبال خودشون میکشن (خودتون تصور کنین که این وضعیت چه قدر مد رو به یاد میآره!). توی خیابون و اداره و مرکز خرید الزاما لباس نو به تن مردم نمیبینین؛ همون لباس همیشگی که همه جا میپوشن به تنشونه. جواهر و زینتآلات هم در حد ساده استفاده میکنن چنان که بیشتر از این که مد رو تداعی کنه، تلاش دلسوزی برانگیزی رو برای زیبا شدن به یاد میآره. مفهوم خانواده و تعهد مهمه (دست کم در ظاهر که ما دیدیم). دین و خدا و پیغمبر هم در زندگی از اهمیت خیلی بالایی برخورداره (باز هم دست کم در ظاهری که ما دیدیم). حالا این که چرا قضیه تا این اندازه متفاوت با اون چیزیه که ما شنیده بودیم، خدا میدونه. آیا تگزاسی که ما توش زندگی میکنیم دهاته و بقیهی آمریکا از اون خارجهاست که همیشه میگفتن؟ خدا میدونه!
گله
به هموطنان بگویید گله کردن از بخشهای زشت فرهنگ ماست*. لطفا این اندازه اصرار نورزند.
* حتا به زشتی تعارف
قلههای افتخار
در رقابتهای شمشیربازی اخیر موفق شدم در رشتهای که شرکت کردم رتبهی شیشم رو کسب کنم*، برگ افتخاری باشم برای میهنام و نشون بدم که ایرانی هرجا باشه موفقه. فعلا این ویدیو رو ببینین (بازیکن سمت چپی من هستم).
* در این رشته هفت نفر شرکت کرده بودن.
کیارستمی
اگر حوصله داشتین، فیلم «لومیر» رو ببینین که چهل کارگردان سرشناس رو از تمام دنیا جمع کردهاند و هرکدوم حدود پنجاه ثانیه وقت دارند که با دوربین برادران لومیر یک فیلم بسازند. در بین این چهل کارگردان «عباس کیارستمی» هم بود. خدا حفظش کنه این آقای کیارستمی رو که وقتی میخوان چهل کارگردان رو در دنیا انتخاب کنن، یک نفر رو هم دارن که از ایران انتخاب کنن.