Category Archives: ایران

فرزندخواندگی: گلی به جمال شامپانزه‌ها

Adoption in Chimps

Credit: Tobias Deschner/Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology, from http://sciencenow.sciencemag.org/cgi/content/full/2010/129/1?etoc

در عکس بالا، «فردی» شامپانزه‌ی بزرگ‌تر، «ویکتور» شامپانزه‌ی کوچیک‌تر رو به فرزندی گرفته و همه جا همراه خودش می‌بره. در این مطلب از سایت مجله‌ی Science نویسنده در مورد فرزندخواندگی در شامپانزه‌ها می‌نویسه (متن کامل رو می‌تونین در خود سایت بخونین). نویسنده در مورد نوع‌دوستی در شامپانزه‌ها و بعضی دیگه از گونه‌های جانوری می‌نویسه و از این می‌گه که با این که مساله هنوز مورد مناقشه است، اما دلایل محکم و قانع‌کننده‌ای در مورد نوع دوستی حیوانات دیده شده. از این می‌گه که بین شامپانزه‌ها خیلی رایجه که بچه‌ای که پدر و مادرش رو از دست داده، از طرف دیگر شامپانزه‌ها به فرزندی گرفته بشه.

باز هم گلی به گوشه‌ی جمال شامپانزه‌ها که با مساله‌ی فرزندخواندگی کنار اومده‌ان. با کمال تاسف هنوز کسر خیلی بزرگی از باهوش‌ترین ملت دنیا با سه هزار سال سابقه‌ی تمدن با مساله کنار نیومده‌ان. گاهی که من و الهام به کسی می‌گیم به این فکر می‌کنیم که بچه‌ای رو به فرزندی بگیریم، طرف چنان به هم می‌ریزه و چنان وحشت می‌کنه انگار که می‌خوایم بچه رو از تو ماتحت اون بکشیم بیرون و به فرزندی بگیریم.

پس نوشت: مدت سه سالی هست که در مورد فرزندخواندگی فکر و مطالعه می‌کنیم.
پس پس نوشت: اصل مقاله‌ی بالا رو این‌جا بخونین.
پس پس پس نوشت: اگر علاقه‌مند به شامپانزه‌ها هستین، در این مطلب در مورد خودخواه نبودن شامپانزه‌ها بیش‌تر نوشته شده.

حافظ

البته این شعر حافظ که می‌گه «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت-آفرین بر نظر پاک و خطاپوشش باد»، یکی از کامپیلیکیتدترین شعرهای حافظ هست که در مصراع اول بیسیس‌اش رو گذاشته روی پرفکت بودن جهان هستی و ارورفری بودن کرییتور این جهان، اما در مصراع دوم گه زده به مصراع اول.

[واقعی با اندکی دخل و تصرف]

هر صبح با احساس سگ اصحاب کهف

صبح اول وقت وبلاگ‌ها رو چک می‌کنم؛ می‌بینم که پست‌های مینیمال رو نمی‌فهمم، جک‌ها رو متوجه نمی‌شم، تحلیل‌ها برام غریب هستن؛ انگار که در مورد دنیای دیگه‌ای نوشته شده‌ان. اخبار رو چک می‌کنم، تازه متوجه می‌شم که باید پیش‌نیازهاشون رو می‌دونستم. از دیشب تا امروز صبح خیلی اتفاق‌ها افتاده‌ان و من خبر نداشته‌ام. سرعت اتفاق‌ها خیلی زیاد شده‌ان. خیلی….

این متن بیش‌تر برای دوستان ساکن ایران نوشته شده

اگر که من این‌جا هر حرف متفرقه‌ای می‌زنم به جز ایران، از موسیقی و فیلم گرفته تا گرفتاری‌های روزمره تا موضوعات نیمه درسی، راستش نه به معنای بی‌شعوری من هست، نه خودخواهی، نه نفهمی، نه بی‌توجهی و نه خریت. مشکل این‌جاست که دیگه حرفی ندارم از ایران بزنم. هرچی خبر بوده که گفته شده، اون چه تحلیل هم بوده که انجام شده. نه روی اون رو دارم که از عدم خشونت حرفی بزنم و نه توان این که از این جا دستوری صادر کنم. هرچی باشه خودم این‌جا نشستم و انصاف نیست از راه دور برای کسانی که جون‌شون رو اون وسط گذاشته‌اند، چنین کنید و چنان کنید صادر کنم. وقتی خودم ضربه‌ی باتوم نمی‌خورم، درست نیست دیگه پشنهاد بدم که اگر باتوم خوردید، فلان کار را نکنید و در عوض بهمان کار را بکنید.

به هر حال، ما هم فکرمون اون طرف هست و نگران‌ایم.

به معبر نیاز است

دیشب خواب می‌دیدم که داشتیم می‌رفتیم مهمونی و سر راه رفتیم هاشمی رفسنجانی رو هم سوار کردیم که اون هم در مهمونی شرکت کنه (در خواب این‌طوری بود که خونه تنها مونده بود و حوصله‌اش سر رفته بود). من که به خواب اعتقاد ندارم؛ اما دوستانی که اعتقاد دارن، خودشون یه فکری به حال فردای ایران بکنن.

خداحافظ

موسیقی Bella Chiao یک آواز ایتالیاییه که در جنبش مقاومت علیه فاشیسم در ایتالیا بعد از جنگ جهانی دوم خونده می‌شده. شاعرش مشخص نیست و موسیقی‌اش بر در اصل از یک موسیقی فولکلور ایتالیاییه (در ویکی‌پدیا در موردش بیش‌تر بخونین). ویدیوی زیر این موسیقیه با عکس‌هایی از جنبش سبز (گل بود و به سبزه نیز آراسته شده!). گوش کنین و امیدوار باشین به آینده‌ی ایران!

تا وقتی که زندگی جریان داره

این رو بخونین و بعد هم این رو تماشا کنین و ببینین که چه طور هنوز هم زندگی جریان داره. تا وقتی هم که زندگی جریان داشته باشه، انتظار هر چیزی رو می‌شه داشت. موجود زنده یا جامعه‌ی زنده است که هر کاری می‌کنه و هر تغییری ایجاد می‌کنه.