تا حالا به خانوادهي اون دانشجو فكر كردين كه در ويرجيناتك تيراندازي كرد؟ و اين كه اونها الان چه حال و روزي دارن؟
Category Archives: پراکنده
وقتي كه بدون حتا به اندازهي يك قاشق چايخوري گفتگو، ارتباط برقرار ميشود
– الو سلام. من عباس هستم. شنيدم كه ظاهرا طرفهاي شما تيراندازي شده، زنگ زدم احوالي بپرسم و ببينم در چه حال هستين كه ظاهرا نيستين يا گوشيتون خاموشه. فعلا خداحافظ.
– الو سلام. من روزبه هستم. زنگ زدم كه بگم ما خوب هستيم و همه چي روبهراهه كه گويا نيستين. بعدا با هم صحبت ميكنيم، سلام برسون.
امروز جمعه است… خيلي مواظب باشين!
در تلويزيون ايران ميگفتن كه جمعه متعلق به آقا امام زمانه و از صبح آهنگهاي مربوط به ظهور پخش ميكردن.
حالا من به شك افتادم كه در آمريكا وضعيت چه طوريه؟ آيا روز موسوم به Friday متعلق به آقا امام زمانه يا روز موسوم به Thursday يا شايد هم روز موسوم به Saturday؟
در حال حاضر در دنيا يك خط كج و كوله هست كه تعيين ميكنه روز دنيا از كجا شروع ميشه (به نقشه، مثلا نقشهي گوگل، نگاه كنين). اين خط بين هاوايي و ژاپن قرار داره و از اون بالا كه به روسيه و آلاسكا ميرسه، هنرمندانه از بين اين درياها ويراژ ميده و بدون برخورد با حتا يك صخره راهش رو به سمت قطب شمال پيميگيره. اگر سمت راست اين خط ساعت دوازده ظهر روز بيستم آوريل باشه، سمت چپ اون خط (يعني چند سانتيمتر اون طرفتر) دوازده ظهر روز بيست و يكم آوريله!
حالا فرض كنيد اين خط در سمت راست ايران بود، جايي در اين حدود كه از كابل رد ميشد. خوب در اين صورت جمعهي آمريكا ديرتر از جمعهي ايران شروع ميشد و از اون طرف اگر اين خط در سمت چپ ايران بود، مثلا از بغداد رد ميشد، جمعهي آمريكا زودتر از جمعهي ايران اتفاق افتاده بود و در نتيجه اون موقع كه پايان جمعه در ايران بود، در آمريكا ملت خودشون رو براي صبحونهي روز شنبه آماده ميكردن. اختلاف بين اين دو حالت حدي اين ميشه كه روز متعلق به آقا امام زمان در آمريكا در يك بازهي بيست و چهارساعته سرگردونه كه بستگي به اين داره كه اون خط فرضي ساختهي دست بشر كجاي اين كره قرار گرفته (خيلي ساده مثلا با انتخاب يك عدد بين صفر و سيصد و شصت).
نتيجهي اخلاقي: باباجان ميخواي خداپرستي پيشه كني، بكن. ديگه چرا پاي زمان رو وسط ميكشي؟
حتا رييس جمهور هم ميگويد
موفق باشيد!
يكي از فاجعهوارترين عبارتهايي كه تا به حال شنيدهام.
وبلاگنويس شناسي باليني
از يك نظر وبلاگها دو گروه هستن:
1) اونهايي كه نويسنده در پايان پستاش مينويسه: «واي خدا جون مرسي!»
2) بقيه
افسانه تكاملي
بابا جان يه افسانه در آوردن به اسم تكامل، يه عمره ملت رو سر كار گذاشتن…به خدا….
لعنت بر يزيد
باباجان! عطسه ميكني، بكن. ديگه اون سلام بر حسين بعدش چي بود؟
توقع
اگر راضي هستي، مواظب باش برات عادي نشه. به محض اين كه بديهي شد، از بين رفته و بايد به فكر چيز جديدي باشي.
باز هم باريكلا به اقليتها
از نشانههاي اين كشور يكي اين كه كساني كه تمايلات همجنسخواهانه دارن خيلي راحتتر ظاهر ميشن و در اجتماع حضور دارن و كار ميكنن و به هر حال ديده ميشن.
به اين نتيجه رسيدهام كه اين گروه از آدمها الزاما موجودات عجيب و غريبي نيستن و اتفاقا خيلي هم بيآزار هستن.
نتيجهي نهايي كه گرفتم اين بود كه عموما كساني كه در اكثريت نيستن خوب از آب در ميان. به عنوان مثال در ايران غيرمسلمونها (تا اون جايي كه من ديدم) همگي خوب بودن و يا اصلا در كرهي زمين خودمون، غير از انسان بقيه موجودات (كه الان ديگه اكثريت رو در دست ندارن) خوب از آب در اومدن و به همين ترتيب.
درست نميدونم اين خصوصيت اكثريت بودنه كه جنبههاي زشت رو نشون ميده يا مساله از جاهاي ديگهاي آب ميخوره.
آزادگان
از آزادي ملوانهاي انگليسي انقدر خوشحال شدم انگار كه خودم آزاد شدهام!